| تندروهای بی خانمان |
| مفهوم بنیادگرایی کم و بیش با مفهوم مذهب گره خورده است. البته این مفهوم در بقیه مذاهب حتا مسیحیت هم وجود دارد. هدف از بنیادگرایی در واقع بازگشت به «نص» بود و اجرای آنچه که در «متن» بود نه آنچه که در فرامین کلیسا بود. وقتی به مذاهب می نگریم، این مفهوم بسیار مهم است چرا که مذهب اساس بنیادگرایی است. این پدیده در جهان اسلام به خصوص، در دنیای سنی در دوره معاصر، از جنبش های اخوانی به بعد اتفاق افتاد و هدف آن بازگشت به قرآن و عمل مستقیم به نص بود.
|
| میدان قدرت و استراتژیهای سیاسی در جمهوری اسلامی ایران1376-1386 |
| در این فصل در تداوم با بحث میدان های سیاسی در جمهوری اسلامی ایران تلاش می کنیم تا به بررسی رویارویی این گفتمانهای سیاسی با یکدیگر بپردازیم و نشان دهیم که هر یک از این گفتمان ها با استفاده از سرمایه های انباشت شده خود چطور تلاش می کنند تا گفتمان رقیب را به عقب برانند و میزان قدرت بیشتری از میدان سیاسی را به خود اختصاص دهند.
|
| میدان سیاسی درجمهوری اسلامی ایران:ظهور و افول گفتمانهای سیاسی |
| در این فصل با توجه به مبانی نظری که در طرح مساله و نیز فصل نخست مطرح شد، تلاش می کنیم تا با استفاده از مفاهیم بوردیو به بررسی گفتمانهای سیاسی درون میدان سیاسی جمهوری اسلامی ایران بپردازیم؛ همانطور که در فصل پیشین به اشاره گفتیم میدان سیاسی جمهوری اسلامی دارای چند مشخصه بارز است که بر نحوه شکل گیری و تکون این گفتمانها تاثیرات ژرفی گذاشته است.
|
| پيش نويش قانون اساسي ج.ا.ایران و منازعات گفتمانهاي فقهي - سياسي |
| معمولاً، يکي از پيامدهاي هر انقلاب اجتماعي، پيدايش يک قانون اساسي جديد است که مناسبات جديدي را در حوزههاي تحول يافته تعريف و تأسيس ميکند.همانطور که هانا آرنت در تبيين ضروريات قانون اساسي جديد پس از هر تحول انقلابي بيان نموده است:«براي تشخيص مرزهاي قلمرو جديد سياسي و تعيين قواعد آن دومين وظيفه يک انقلاب نياز به يک قانون اساسي است تا بناي سازمان جديد سياسي جامعه بر آن مبتني شود». بنابراين نظام جديد سياسي – اجتماعي قبل از اينکه با مردم تماس بگيرد بايد مقررات خود را روي کاغذ آورد و بخصوص در کشورهايي که مردم اينگونه قوانين اساسي را بايد به وسيله رفراندوم بپذيرند، لزوم آن محسوس تر است؛ زيرا هر انقلابي نوعي پيمان شکني است نسبت به نظم استقرار يافته قبلي و خود يک قدرت موسس محسوب مي شود.
|
| عقلانيت سنت فكري راديكاليسم اسلامي(جمعيت فدائيان اسلام) |
| سنت فكري راديكالیسم اسلامی راهي متفاوت از ديگر سنتهاي فكري اسلامي طي نمود. تجسم اجتماعي آن «جمعيت فدائيان اسلام» به رهبري سيد مجتبي نواب صفوي(1334-1303) بود كه در ابتدا براي مقابله با افکار سيد احمد كسروي(1324-1269) شكل گرفت. آنها تفسيري جديد از نصوص اسلامي ارائه كردند كه در آن به اجراي كامل اصول شريعت و مقاومت شديد در برابر رژيمی ميانديشيدند که مانع از اجرای آن بود. هيأتهاي مذهبي و برخي از گروههاي اجتماعي پايگاه اجتماعي آنها را شكل ميداد. اين سنت به گفتگوي ديالكتيكي نيز با ديگر سنتهاي فكري اسلامي و غيراسلامي پرداخت. خير يا آرمان اساسي آن تأسیس حکومت اسلامي به منظور اجراي كامل شريعت اسلام و ايجاد هراس و نابودي افرادي بود كه به مخالفت با اين هدف اساسي ميپرداختند.
|