مصاحبه
->  تندروهای بی خانمان
-> فارابي و عصرجديد مسلمانان
-> چگونه پیام امام حسین (ع) گم می شود؟
-> شورا به مثابه روش
-> ظاهرگرایان تفسیر گریز
تازه هاي سايت
->  تندروهای بی خانمان
-> میدان قدرت و استراتژیهای سیاسی در جمهوری اسلامی ایران1376-1386
-> میدان سیاسی درجمهوری اسلامی ایران:ظهور و افول گفتمانهای سیاسی
-> پيش نويش قانون اساسي ج.ا.ایران و منازعات گفتمانهاي فقهي - سياسي
-> عقلانيت سنت فكري راديكاليسم اسلامي(جمعيت فدائيان اسلام)
پیوندها
نصوص ديني و فلسفه سياسي(6)تعداد بازيد : 1489

http://www.iqna.ir/fa/news_detail.php?ProdID=280956

دوشنبه 28 مرداد 1387 9:45:14     شماره‌ خبر :280956
فيرحی:
«‌ادراكات ‌اعتباری» علامه طباطبايی تبيينی فلسفی از «تنبيه‌الامة» ميرزای نائينی است

گروه انديشه: نظريه «‌ادراكات ‌اعتباری» علامه طباطبايی اصالت دارد و در عين حال تبيينی فلسفی از «تنبيه‌الامة و تنزيه‌الملة» ميرزا محمدحسين نائينی است.

حجت‌الاسلام و المسلمين دكتر «داوود فيرحی»، عضو هيئت علمی دانشگاه تهران، در نشست «بررسی ميزان تأثيرپذيری فيلسوفان مسلمان از قرآن و سنت» كه به همت گروه انديشه و علم خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) برگزار شد، با بيان مطلب فوق گفت: نظريه ادراكات اعتباری دنيای جديدی باز می‌كند؛ يعنی اگر اين نظريه وارد اصول فقه و نظام سياسی شود، می‌تواند نتايج بسيار مهمی را در بر داشته باشد.

وی اظهار كرد: ادراكات اعتباری دو گونه ادراك ايجاد می‌كند: ادراكات ماقبل اجتماع و ادراكات مابعد اجتماع، آن‌گاه تمام سياست به اعتباريات اجتماعی تبديل می‌شود. اعتباريات اجتماعی به اعتبار شعوب و قبايل تشقق پيدا می‌كند. آن‌گاه ما ديگر مثل افلاطون نبايد به فكر يك نظام درست برای همه عالم باشيم. اين‌ها تكثرهای علامه طباطبايی است كه بيان می‌كنم.

عضو هيئت علمی دانشگاه تهران در ادامه سخنانش تصريح كرد: قطع نظر از بحث اصول و بحث‌های ديگر، بايد بر روی اين ادراكات اعتباری دو اقدام صورت گيرد: يكی اين‌كه از اختفايی كه در اثر درگيری‌های جناحی پيدا كرده، نجات يابد. مثلا وقتی من كسی را دوست ندارم، به واسطه آن ادراكات اعتباری را يا می‌پذيرم و يا رد می‌كنم كه اين اتفاق در جامعه ما اتفاق افتاده است.

وی افزود: كار ديگر بازخوانی فلسفه با تكيه بر ادراكات اعتباری است، چون اين امر با فلسفه سينوی مقابله می‌كند. نوآوری‌ها در فلسفه به خصوص در فلسفه سياسی به اين شكل نيست كه در همه امور بايد حرف جديد بزند، به تعبير سيدجواد طباطبايی، آن‌هايی كه در هر چيز حرف جديد می‌زنند، در واقع، در هيچ چيز حرف جديدی نمی‌زنند. در واقع نوآوری مانند سوزن‌بان قطار است كه يك تكه را عوض می‌كند.

اين محقق و استاد دانشگاه گفت: بايد ببينيد كه نوآوری روی چه چيزهايی تأثير می‌گذارد. اگر به ادراكات اعتباری نگاه می‌كنيم، بايد ببينيم كه آيا تفسير علامه طباطبايی و دركی كه او از قرآن دارد، وی را به اين سمت كشانده يا نه اين درك باعث دركی از قرآن شده است.

فيرحی اذعان كرد: در فلسفه ابن‌سينا كمتر از آيات و روايات استفاده شده است، اما در فلسفه فارابی از آيات و روايات خيلی كمتر استفاده شده است. در انديشه ابن‌رشد آيات و روايات فقط در راه اثبات حجيت عقل است و علتش اين است كه ابن‌رشد با غزالی درگير است كه به اين اصطلاحا می‌گويند جدل. جدل؛ يعنی استفاده كردن از حجت كسی عليه كس ديگری.

نويسنده كتاب «روش‌شناسی دانش سياسی در تمدن اسلامی» گفت: ابن‌رشد به غزالی می‌گويد شما می‌گوييد كه بايد به قرآن استناد كنيد، اين هم دلايل قرآنی. بنابراين اين‌جا بحث، بحث جدل است؛ يعنی از قرآن به عنوان برهان فلسفی استفاده نمی‌كنند، چرا؟ رابطه قرآن و برهان را در جاهايی دارند، اما خيلی كم استفاده كردند. برخی از دانش‌ها مانند دانش‌های فقهی خيلی مستقيم از قرآن و روايت استفاده می‌كنند، ولی برخی ديگر از آن‌ها از روح قرآن استفاده می‌كنند.

وی خاطرنشان كرد: در زمان مسيحيت جمعی ايستاده بودند و به اسبی نگاه می‌كردند و می‌گفتند اسب چند تا دندان دارد؟، افراد مختلف نظر می‌دادند كه فلان قديس گفته است اين قدر دندان دارد و فرد ديگری اظهار می‌كرد كه نه، فلان قديس گفته اين‌قدر دندان دارد. در اين زمان بچه‌ای در آن‌جا ايستاده بود و گفت اسب اين‌جا ايستاده است، شما دندان‌هايش را بشماريد. اين مسائل از كتاب‌هايی است كه فعلا داريم و موجود هست، اگر بعدا كتاب‌ها و اطلاعات ديگری پيدا شود كه تكميل كننده اين مطالب بود، آن موقع حرف ديگری است.

نويسنده كتاب‌ «قدرت، دانش و مشروعيت در اسلام» اظهار كرد: اظهار نظر ما در مورد مسائلی است كه تا اكنون می‌دانيم. من احساس می‌كنم كه ادراكات اعتباری ارزش يك سمينار را دارد. بعضی‌ها به درستی گفته‌اند كه ‌ادراكات ‌اعتباری تبيينی فلسفی از «تنبيه‌الامة» نائينی است و اين حرف درستی است.

فيرحی در ادامه سخنانش اذعان كرد: انديشه علامه طباطبايی هم دو سويه است. يك‌بار در برابر ماترياليسم و علم جديد و به تناسب در مقابل غرب موضع می‌گيرد. برخی از شاگردانش سنت‌گرا و بعضی ديگر از شاگردانش سنتی می‌شوند. هنوز دركی از كليت فلسفه علامه طباطبايی پيدا نشده و تفسيرهای موجود از علامه طباطبايی جهت‌دار است.

وی تصريح كرد: اگر بتوانيم كل دستگاه فلسفه علامه طباطبايی را يك‌بار هم مثل يك دستگاه مكانيكی دوباره بازسازی كنيم تا بفهميم كه چگونه اين‌ها مونتاژ می‌شوند، آن‌گاه شايد بهتر بتوانيم علامه را بفهميم. آن كسی هم كه انديشه علامه را فهميده، بخشی از آن‌را مسكوت گذاشته است؛ يعنی بخشی از انديشه علامه را وادار به سكوت كرده تا بخش ديگرش را فعال كند.

اين محقق و استاد دانشگاه در ادامه سخنانش گفت: ما شواهدی نداريم كه علامه طباطبايی با غرب آشنايی دقيق داشته است يا نه؟ به همين دليل هم بايد به ادراكات اعتباری اصالت داد. علامه طباطبايی در دهه 20 در نجف بود، در آن زمان بعد از جريان مشروطه انديشه‌های جديد وارد نجف می‌شد، ولی هيچ نشانه‌ای نداريم كه علامه با غرب آشنايی داشته باشد.

وی تصريح كرد: بعضی‌ها می‌گويند كه اين از درك علامه طباطبايی از آيات قرآن است و اين‌كه چرا ديگران اين آيات را اين‌گونه درك نمی‌كنند، اين‌ها بحث‌های مهمی است. در مجموع بايد بگوييم دانش‌های ما دو گونه از نصوص دينی استفاده می‌‌كنند، بعضی‌ مستقيم و برخی غيرمستقيم استفاده می‌كنند و از مجموعه فضای مفهومی كه خلق يا توليد شده نص است، استفاده می‌كنند.

فيرحی خاطرنشان كرد: تولد فارابی با غيبت صغری هم‌زمان است و در آن زمان خيلی از كتاب‌های ما نوشته نشده بود، يك‌سری از اطلاعات به صورت خلاصه در آثار قدمای ما موجود است. بعضی‌ها معتقدند كه مدينه فاضله از ايران باستان به يونان رفته و مسلمانان از دو طريق به آن دسترسی پيدا كردند: يكی از طريق منطق پهلويون و ديگری از طريق يونان، اما در مجموع مدينه فاضله واژه يونانی نيست، اين واژه برخاسته از ادبيات دينی است، چون در ادبيات دينی اموری به نام فضل است. در يونان جمهور است. اصطلاحات يونان با اصطلاحات ما متفاوت است.

وی در تبيين اين اصطلاح گفت: بعضی‌ها در عربستان خواندن بلد بودند، ولی نوشتن بلد نبودند. آن‌هايی كه هم نوشتن و خواندن بلد بودند، به اين افراد كامل و «كُمّلين» می‌گفتند، به خاطر اين‌كه معنای اين واژه در قبل و بعد از اسلام متفاوت باشد، به جای كامل گذاشتند فاضل؛ يعنی شهری كه اداره‌اش برعهده دانشمندان است. اين‌ها جمع فاضلان را می‌گويند افاضل؛ يعنی يك اصطلاحی دارند كه می‌گويند اگر خود فيلسوف نبود، افاضل می‌توانند شهر را اداره كنند.

فيرحی در پايان سخنانش خاطرنشان كرد: اين‌ها به اعتبار نبی، فيلسوف كامل را هم تصور می‌كنند. هم‌چنان كه فقها نبی دارند، فيلسوفان هم فيلسوف كامل دارند. آن‌‌ها می‌شوند فاضل و اين‌ها می‌شوند افاضل و به صورت مفرد كه به كار می‌برند، احترام بيشتری دارد، هم‌چنان كه در انديشه‌های اسلامی نبی اهميت بيشتری دارد تا انبيا. لذا مدينه فاضله اصطلاحی اسلامی نه يونانی.



نظرات:
نام:
ايميل:
وبلاگ: http://
پيام:
لیست صفحات
جستجو
ورود اعضاء
نام کاربري:
رمز عبور:
ثبت نام