مصاحبه
->  تندروهای بی خانمان
-> فارابي و عصرجديد مسلمانان
-> چگونه پیام امام حسین (ع) گم می شود؟
-> شورا به مثابه روش
-> ظاهرگرایان تفسیر گریز
تازه هاي سايت
->  تندروهای بی خانمان
-> میدان قدرت و استراتژیهای سیاسی در جمهوری اسلامی ایران1376-1386
-> میدان سیاسی درجمهوری اسلامی ایران:ظهور و افول گفتمانهای سیاسی
-> پيش نويش قانون اساسي ج.ا.ایران و منازعات گفتمانهاي فقهي - سياسي
-> عقلانيت سنت فكري راديكاليسم اسلامي(جمعيت فدائيان اسلام)
پیوندها
مساله آزادىتعداد بازيد : 876

مساله آزادى

داود فیرحی

http://www.hawzah.net/Per/Magazine/OS/index.htm

( سرمقاله فصلنامه علوم سیاسی، ش3،سال1377)

«ولاتكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا».

[هرگز بنده غير خودت مباش، خدا تو را آزاد آفريده است]

نهج البلاغه، نامه 31، وصيت امام على(ع) به فرزندش حسن(ع)

تحولات فكرى - سياسى اخير، نشان مى‏دهد كه «مساله‏» آزادى، مهمترين مقوله‏اى است كه دهه سوم انقلاب اسلامى ايران را، با چالشهايى تعيين كننده در ساحت انديشه و عمل، مواجه خواهد نمود. يكى از پرجاذبه‏ترين شعارهاى انقلاب; «استقلال، آزادى و جمهورى اسلامى‏» بود. و اكنون كه پس از بيست ‏سال، بسيارى از زمينه‏ها و اركان استقلال كشور فراهم شده است، طبيعى است كه رابطه ايمان و آزادى در «جمهورى‏» «اسلامى‏»، در مركز تلاشها و تاملات انديشمندان و فعالان سياسى قرار گيرد.

امروزه واژه «آزادى‏» نقشى اغراق‏آميز در الهيات اسلامى ايفا مى‏كند و دليل آن نيز عمدتا مشكلات و شرمساريهاى دو سويه‏اى است كه اين واژه بدانها دامن زده است. در چندين ماه اخير، يعنى دوره رونق آزادى گرايى، كه جنبه لفظى و ايدئولوژيك آزادى، به طور وسيع مورد تاكيد قرار گرفته است، به نظر مى‏رسد كه سرشت‏خلاق آزادى و بنيادهاى دينى آن، تاكنون مورد غفلت‏بوده و يا تا همين اواخر، بد تعبير شده است.

انديشه اسلامى، آزادى را چونان رخدادى تلقى مى‏كند كه فعل الهى در تاريخ انسان جارى نموده و دين خاتم، چشمان آدمى را به روى آنچه خلاق و نو مى‏باشد، فراگشوده است. در آيه‏157 سوره اعراف آمده است:

«الذين يتبعون الرسول النبى الامى الذي يجدونه مكتوبا عندهم فى التورية و الانجيل يامرهم بالمعروف و ينهيهم عن المنكر و يحل لهم الطيبات و يحرم عليهم الخبائث و يضع عنهم اصرهم والاغلال التي كانت عليهم فالذين آمنوا به و عزروه و نصروه واتبعوا النور الذي انزل معه اولئك هم المفلحون‏».

كسانى كه از فرستاده و پيامبر امى پيروى مى‏كنند كه نام و [نشان] او را در تورات و انجيل كه در نزدشان است، نوشته مى‏يابند; [همو] كه آنان را به نيكى فرمان مى‏دهد و از ناشايستى باز مى‏دارد، و پاكيزه‏ها را بر آنان حلال و پليدها را حرام مى‏دارد و از آنان قيد و بندهاى سنگين را كه بر آنان [تحميل و] مقرر شده بود، برمى‏دارد. و كسانى كه به او ايمان آورده و او را گرامى داشته و يارى كرده‏اند و از نورى كه همراه او نازل شده پيروى مى‏كنند، اينان رستگارند.

اين، اشاره‏اى بس جذاب و هوشمندانه است كه رهيافت كلى دين به مساله آزادى را همواره عاملى مسلط مى‏نمايد و بى‏آنكه نسبت دين با آزادى را به ساحتى مشخص و ويژه منحصر سازد، آزادى را در مركز كليه تلاشهاى پيامبر و وحى قرار مى‏دهد. ايمان به پيامبر امى، تعهدات تحميلى بر انسانها را برمى‏دارد و غل و زنجير اسارت را از گردن آنان مى‏گسلد. ولى اين تلاش و هدف، در عين حال دشواريهاى بسيارى نيز دارد; اين واقعيت كه آفريننده‏ترين ايده‏هاى ما ظاهرا از «جايى نامعلوم‏» بر ما نازل مى‏شوند، تحقق عقلانى آزادى را بر مقولات خاصى استوار مى‏كند كه بايد از درون همان «وحى‏» بسط يابند.

روشن است كه اگر آزادى در «مركز» معنا و تلاشهاى دين قرار دارد، و قرآن و سنت، حريت را جزو فطرت انسانى و چونان حق حيات، حقى برتر از ديگر حقوق انسانى تلقى مى‏كند، «انتظار» مى‏رود كه ديگر مفاهيم دين، همچون سياست و حكومت نيز، معنايى همسو و سازگار با آن داشته باشند. آزادى اسلامى كه يك تكليف است و جستجوى آن، وظيفه‏اى دينى، با هر نظريه و نظام سياسى سازگار نيست. آزادى در شكلهاى خاصى از بافت قدرت دفن مى‏شود و معدوم مى‏گردد و بر عكس، در نسيج‏خاصى از قدرت، ممكن است رشد يابد و شكوفا گردد.

بدين سان، آزادى و قدرت سياسى نه تنها مستقل از يكديگر نيستند; بلكه دو روى يك سكه‏اند; بهره‏مندى انسان مسلمان از آزادى سياسى، شرط قطعى آزادى درونى; يعنى همان آزادى انديشه و اراده است كه مورد تاكيد وحى بوده و عكس آن نيز البته صادق است. انسان مؤمن، تنها زمانى سرورى و قدرت دارد كه آزاد در اراده و انديشه باشد. اما براى كسب سرورى در جامعه و جهان، لازم است كه تخيل و تمناى ما معطوف به چيزى باشد كه به شكلى نامتناهى فراتر از جهان است; يعنى به خدا. آزادى از جهان كه پايه حقيقى قدرت است، فقط بر اساس اعتماد به دست مى‏آيد; اعتماد به آنچه نامتناهى و فراتر از جهان است و اين امر جز با ايمان به غيب تحقق نمى‏يابد. امام على(ع) در يكى از كلمات قصار خود مى‏فرمايد:

«الا حر يدع هذه اللماظة لاهلها؟ انه ليس لانفسكم ثمن الا الجنة، فلاتبيعوها الا بها; آيا آزاده‏اى نيست كه اين خرده طعام پس مانده - يعنى دنيا - را بيفكند و براى آنان كه درخورش هستند وانهد؟ جان‏هاى شما را بهايى نيست جز بهشت جاودان، پس، مفروشيدش جز بدان‏» (نهج البلاغه، قصار456)

امام على(ع)، ايمان به غيب و بهشت را لازمه آزادى انسان در جهان معرفى مى‏كند; زيرا آزادى و قدرت فقط يكى از جنبه‏هاى گشودگى آدمى به جهان و سلطه برخويشتن است. ليكن هيچ انسانى، هرگز به تمامى، مسلط بر ضعيت‏خويش نيست. از اين رو، آزادى و آزادگى، همواره مستلزم نوعى اعتماد و توكل است. اعتماد كردن به آدميان در قانون گذارى و اجرا، بخشى از زندگى روزمره ما است. ولى اين اعتمادها همگى در اعتماد و توكل غايى به خداوند ريشه دارند. از اين لحاظ، مؤمنان حق دارند كه بگويند; «اعتقاد به خدا و آزادى، جدايى ناپذيرند».

برداشت فوق از مفهوم آزادى كه شخصيت مؤمنان بر بنياد آن ساخته مى‏شود، عقايد و رفتار سياسى آنان را صريح و شفاف نموده، و زبانها را به جرئت و جسارت در بيان انديشه‏ها وا مى‏دارد، هرچند كه در بخشهايى از تفكر اسلامى جايگاهى دارد; اما رابطه آن با زندگى سياسى هنوز به درستى تبيين نشده است. اين پرسش كه انسان چگونه بايد به مقام آزادى و عزت در نظام اسلامى، كه خاص او است، دست‏يابد; مهمترين پرسشى است كه در مركز دغدغه‏هاى جامعه ما در دهه سوم انقلاب اسلامى قرار دارد. تاملات نظرى و تلاشهاى سياسى در پاسخگويى به اين پرسش، انديشمندان و فعالان سياسى را واخواهد داشت تا به طور همه جانبه، از نسبت آزادى با آنچه در «نظريه‏هاى رايج‏» حكومت اسلامى در انديشه‏هاى شيعى طرح شده است، سخن بگويند.

نتيجه گفت‏وگوهاى «مؤمنانه‏» با آزادى هرچه باشد، رابطه جامعه اسلامى ما با آينده خويش را به گونه‏اى بس بارز، تحت تاثير قرار خواهد داد. انسان مى‏تواند آينده را به يارى خيال پيش‏بينى كند; به واسطه بى‏اعتمادى يا سوء ظن، از آن بهراسد و يا از رهگذر توكل و اعتماد، بدان اميد بندد. اما نبايد از ياد برد كه تلاش آدمى براى تدبير خويشتن و اداره زندگى اجتماعى، خود ملهم از اين اميد است. بدين سان، ايمان اسلامى انسانها را وامى‏دارد تا خود را به آينده تلاشها و تاملات خويش درباره «آزادى معقول‏» متعهد سازند. خصيصه تعاليم اسلامى آن است كه هم بر جديد و بى‏سابقه بودن آينده و هم بر مطمئن بودن آن به منزله امرى برخاسته از اميد، تاكيد مى‏گذارد.

والله ولى التوفيق

سردبير

 



نظرات:
نام:
ايميل:
وبلاگ: http://
پيام:
لیست صفحات
جستجو
ورود اعضاء
نام کاربري:
رمز عبور:
ثبت نام